برای تبیین نقش رسانه ها و به خصوص فضای سایبر و مجازی در جنگ نرم، از منظری متفاوت و البته با بهره گیری از متون و تئوری های موجود، موضوع را مورد کنکاش قرار می دهیم. اگر ایجاد دگرگونی در جوامع با تکیه بر تغییر دیدگاه ها و نگرش های حاکمان و مردم بحث اصلی جنگ نرم باشد؛ در آن صورت این جنگ، مدلی نوین از فعل و انفعالهای این دولت ها برای سلطه بر کشورهای مختلف را نمایش میدهد.
نگاهی به تاثیر اینترنت در جنگ نرم
جنگ نرم یا براندازی نرم، از مفاهیمی است که تقریبا از اواخر دهه 70 میلادی و اوایل دهه 80 میلادی، مورد توجه مراکز اطلاعاتی – امنیتی در غرب قرار گرفت. از اوایل دهه 90 میلادی وارد فاز عملیاتی شد و تغییرهای مورد نظر را در تعدادی از کشورهای هدف (به ویژه کشورهای بلوک شرق)، ایجاد کرد.
جنگ نرم و فضای مجازی
از همان زمان که دگرگونی های نرم به مرحله اجرا رسید تعاریف گوناگونی از ماهیت آن ارائه شده است. اجرای برنامه های حساب شده مسالمت آمیز به منظور تغییر سیستم سیاسی یک کشور و یا ایجاد تغییر و تحول مورد نظر بر حاکمان و مردم در جوامع مدنظر، از تعاریفی است که به شاخصه ها و اهداف اصلی جنگ نرم اشاره دارند.
برای تبیین نقش رسانه ها و به خصوص فضای سایبر و مجازی در جنگ نرم، از منظری متفاوت و البته با بهره گیری از متون و تئوری های موجود، موضوع را مورد کنکاش قرار می دهیم.
اگر ایجاد دگرگونی در جوامع با تکیه بر تغییر دیدگاه ها و نگرش های حاکمان و مردم بحث اصلی جنگ نرم باشد؛ در آن صورت این جنگ، مدلی نوین از فعل و انفعال های این دولت ها برای سلطه، بر کشورهای مختلف را نمایش می دهد.
عدهای قدرت را توانایی تمرکز، تنظیم و هدایت رفتار تعریف میکنند که به بسط و توسعه سلطه و استیلا منجر میشود.
دقیقا با این تعاریف از قدرت است که قدرت نرم جایگاه ویژه ای در تئوری های سلطه می یابد. قدرتی که تمام توان و ظرفیت خود را متمرکز بر قانع کردن دیگران می سازد تا رفتار آنها را به گونه ای مورد نظر تنظیم و هدایت کند.
بنابراین رساترین تعریف برای جنگ نرم، هدایت افکار به سمتی است که جوامع به گونه ای بیاندیشند که سردمداران سلطه گر می خواهند و از همین نقطه است که عملیات روانی با تکیه بر نقش بی بدیل رسانه ها آغاز می شود. از سوی دیگر در تخصیص و تحدید جنگ نرم ابعاد مختلفی مانند ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی برای آن مطرح می شود.
رسانه ها می توانند
این ابعاد گرچه به صورت فردی و تنها در اهداف کوتاه مدت و کارکردهای عینی متفاوت اند؛ اما همه آنها در شیوه ها و ابزارها بر نقش رسانه ها و تبلیغات متمرکز هستند. به ویژه بعد فکری و فرهنگی که اساسا شاخصه جنگ نرم است، بدون در نظر گرفتن نقش رسانه ها، قابل درک نیست. بنابراین جنگ نرم، جنگ برای سلطه است و سلطه زمانی در دسترس است که سلطه گران بتوانند بر افکار عمومی استیلا یابند و همین امر همکاری رسانه ای را نیاز شدید و اصلی جنگ نرم می سازد.
مولفه ها و شاخصه های منحصر به فرد این درگیری، فقط به کمک و یاری رسانه ها به سرانجام می رسد. همه رسانه ها از جمله دیداری و شنیداری، کتبی و شفاهی به دلیل کارکردهای خاص روانی و تبلیغی در مجموعه ابزارها و شیوه های جنگ نرم کاربرد ویژهای مییابند. چنان که نمی توان از نقش امواج رادیویی و ماهواره ای در دوران جنگ سرد و مراحل ابتدایی جهان تک قطبی غفلت کرد.
ما در این نوشته به خصوص تبیین ظرفیت های فضای مجازی و سایبری در جنگ نرم را دنبال خواهیم کرد؛ گرچه گستره این بحث نیز مستلزم بحث مفصلی است.
برای بحث در چرایی و چگونگی کاربرد روزافزون فضای سایبر در جنگ نرم لازم است به تعریف و تشریح مختصات این محیط پرداخته شود تا از محتوای بحث، الگوی عمل براندازی نرم با مختصات و شرایط خاص فکری و فرهنگی به دست آید.
ابعادی متفاوت
جنگ نرم به دلیل ماهیت خود و عدم نیاز به ابزارهای فیزیکی به دنبال آن است که در مسافت های دورتری از مراکز طراحی کننده به اجرا درآید. جهانی و فرامرزی بودن فضای سایبر امکان های مورد نیاز را به آسانی در اختیار طراحان جنگ نرم قرار می دهد و با فراهم شدن بسترهای فکری- فرهنگی، اهداف مورد نظر، از سوی جریان های درون جامعه هدف دنبال می شود.
میسر بودن ارتباط دوطرفه نیز ابزارهای عملیاتی را در خدمت طراحان و رهبران مراکز مورد نظر قرار میدهد و در موقعیت های حساس که امکان حضور و هدایت مستقیم میدانی حوادث از براندازان سلب می شود؛ عناصر حاضر در صحنه نقش رسانه های عملیات را بازی می کنند. "ما همه رسانه ایم؛ شعاری است که دقیقا برگرفته از این الگو در حوادث اخیر دائم مطرح می شد."
از سوی دیگر جنگ نرم به عناصر و سربازان میدانی نیاز دارد که از جنس مخاطبان جامعه هدف باشند. این عناصر باید برای خود یک هویت خاص قائل باشند تا بتوانند هدایت روند درگیری را بر عهده گیرند. در شرایط کنونی امکان دسترسی به فضای مجازی به دلیل در اختیار گذاشتن لحظه ای حجم وسیعی از اخبار، اطلاعات و تسهیل ارتباطات، چنین هویت کاذبی را به راحتی در میان بخشی از صحنه گردانان حوادث ایجاد می کند.
مباحث مورد نظر نشان دهنده ظرفیت بالا و استثنایی فضای مجازی برای هدایت جنگ نرم است. نبود بسیاری از قیود و محدودیت ها که برای سایر اقسام رسانه ای وجود دارد، گستره فعالیت در فضای مجازی را برای اهداف و انگیزه های امنیتی و سیاسی افزایش می دهد.
این مجموعه شرایط است که امروزه هوس بهره گیری از این فضا را برای غلبه بر دیگر ملت ها در میان مراکز قدرت جهانی ایجاد می کند. حوادث چند ماه اخیر ایران را باید یک میدان آزمون برای کاربرد فضای مجازی در عملیات روانی و جنگ نرم دانست.
فضای جدید
فضای سایبر، محیط الکترونیکی واقعی است که ارتباط انسانی را به شیوه ای سریع، فراجغرافیایی و با ابزارهای خاص مستقیم و زنده میسر می سازد. به عبارتی، تئوری پیوند (ادغام) مکان در زمان، یا تبدیل جهان جغرافیایی به دهکده جهانی، به صورت واقعی با رشد و گسترش فضای مجازی اتفاق افتاد. این فضا و محیط که بسیاری از ویژگی های دوران فلسفی پسامدرن را در خود دارد، موقعیت ها و شاخصه های بالقوه ای است که وجه جداسازی آن با سایر ابزارهای رسانه ای و اطلاع رسانی است.
1- جهانی و فرامرزی بودن: ویژگی منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانه ها جدا می سازد، همین برد جهانی است. این جهانی بودن با ارسال گستره امواج ماهواره ای از یک نقطه خاص به سراسر جهان متفاوت است. علاوه بر محدودیت های خاص امواج ماهواره ای در مناطق مختلف و مشکلات فنی و محیطی آن، برنامه های ماهواره ای در یک نقطه مخصوص تولید و سپس انتشار می یابد. در حالی که در محیط مجازی اینترنت، امکان تولید جهانی فراهم است.
2- ویژگی فوق تصور دیگر در فضای مجازی: امکان ارتباط دوطرفه به صورت سهل و آسان است. به عبارتی در این محیط امکان های خاصی ارتباط سریع و آسان کاربران، سرورها و مدیریت کنندگان را امکان پذیر می سازد این ویژگی نیز در انواع دیگر رسانه ها با محدودیت ها و مشکلات خاصی روبه روست.
3- جذابیت و تنوع، ویژگی دیگر فضای مجازی است: امکان بهره برداری از همه جذابیت های خاص رسانه ای مانند فیلم، عکس و…، مشتری مداری محض در تنوع و جذابیت این محیط تاثیر بسزایی دارد. شاخصه های دیگری نیز این محیط را برای بهره گیری در عرصه جنگ نرم مهیا می کند.
4- مخاطب خاص و تاثیرگذار: همین مسئله باعث شده که اینترنت و فضای مجازی نوعی مرجعیت فکری- سیاسی را برای کاربران ایجاد کند. اگرچه می توان ادعا کرد این امر در جوامعی با فراگیری کاربران، موضوعیت خود را تا حدودی از دست داده است. اما حداقل در ایران هم چنان به عنوان یک نقش مرجع برای فعالین این عرصه تعریف می شود.
5- مسئله دیگر امکان عبور و عدم تقید به بخش مهمی از قوانین و محدودیت های رایج در سایر رسانه ها است: این امر به ویژه در محیط های غیررسمی بیشتر رایج است. به عنوان مثال وبلاگ ها با گستردگی میلیونی خود توانسته اند مخاطبانی فراگیر جذب کنند که به طور معمول مقید به قوانین خاصی نیستند و چه بسا وبلاگی با مخاطبانی به مراتب بیشتر از یک وب سایت و خبرگزاری رسمی، با دستی باز همه خطوط قرمز یک جامعه را زیر پا بگذارد و بتواند از سد فیلترینگ و محدودیت های فنی هم رها شود.
یا می توان به کامنت ها و نظرهای کاربران به عنوان یک بخش جذاب اشاره کرد؛ که می تواند از قواعد رویه های موجود استثناء شود. همه این ویژگی ها، امکان بهره برداری از فضای رسانه ای در عرصه جنگ نرم را آسان می کند.
از آنجا که اقناع مخاطب و موج سواری بر اساس خواست های افکار عمومی در میان جوامع متعارض، مهمترین شیوه پیشبرد جنگ های نرم است، شاخصه های ذکر شده در فضای سایبر، بسترها و ظرفیت های لازم را برای بهره برداری از این محیط در راستای هدف فراهم می سازد.
مشت نمونه خروار
رویکرد مسئولین و دولت های معاند با نظام اسلامی، به شفافیت بحث کمک می کند. به عنوان نمونه، در ایام نزدیک به 16 آذر که قرار بود برخی از مخالفان با حضور در خیابان ها به مقابله و تعارض با نظام بپردازند؛ "نتانیاهو"، نخست وزیر رژیم اشغالگر رسما به مقام های آمریکا توصیه کرد که از ظرفیت وب سایت های اجتماعی با ارائه اطلاعات خاص برای هدایت آشوب های داخلی استفاده کنند.
در مورد دیگری "هیلاری کلینتون"، وزیر خارجه آمریکا از تلاش کشورش برای استفاده از ظرفیت فضای مجازی علیه ایران اشاره کرد. اشاراتی از این دست، از اهمیت این حوزه جهت فعالیت رسانه ای برای برخورد با نظام های معارض در ادبیات سیاسی آمریکا، پرده بر میدارد.
جهاد در فقه و فرهنگ شیعی یکی از واجبات و فروع دین است که در بستر تاریخ و خصوصاً در صدر اسلام در حوزه نظامی بیشتر نمود یافته است. قله جهاد در فرهنگ دینی ما باید به گذشتن از جان منجر شود و معامله آگاهانه با خدا پاداش و شأن چنین از جان گذشتگی است. در ادبیات اخلاقی پیامبر به «جهاد اکبر» نیز برمیخوریم که سختتر از جهاد و مبارزه نظامی یا «جهاد اصغر» است. جهاد در ادبیات حضرت امام و مقام معظم رهبری قابل تعمیم دانسته شد. لذا هرگونه تلاش برای حفظ شأن و استقلال مسلمین و خودکفایی در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همسان جهاد محسوب شد. لذا ورود به هربعدی از ابعاد جامعه اسلامی که نیازمند کوشش و تلاش مجاهدانه است جهاد محسوب میشود و میتواند بابی از ابواب جنت محسوب شود. اما در جنگ و جهاد نرم هنر اندیشیدن، هنر گفتن و شنیدن، هنر نوشتن و هنر یادگیری و اعتمادسازی است. در جهاد مسلحانه شاخص رشیدی یک مجاهد تعداد دشمنانی بود که به درک واصل میکرد. اما در جنگ نرم مجاهد کسی است که تعداد بیشتری از مخالفین و حتی معاندین را از مسیر باطل نجات دهد. بهعبارت دیگر در نبرد نرم باید اسرای داوطلب بیشتر از تلفات وارده به دشمن باشد. راهبرد مقام معظم رهبری مبتنی بر کوچک نگه داشتن دایره ضدانقلاب و جذب حداکثری ناظر بر این رهیافت است. بنابراین در مفهوم جهاد تحول جدی رخ داده است. فصل مشترک دو نوع جهاد تلاش بیوقفه و خستگیناپذیر است، اما نوع ساز و برگ، نوع آموزش، نوع مهارت و میدان مبارزه کاملاً متمایز است. علما و مراجع در عصر حاضر وظیفه سنگینی برای تبیین جایگزینهای این شیف مفهومی دارند. تا مسلمانان و مجاهدان با یقین بیشتری جهاد نرم را همطراز با جهاد «قتال» بدانند و به صواب آن همسان بیندیشند. جایگزین شهادت در این مبارزه چیست و کدام عمل و رفتار میتواند پاداش مجاهدان فیسبیلالله در این مبارزه باشد؟ این از مهمترین وظایف علمای طراز اول، درعصر حاضر است. به طور مثال در جنگ سخت، جناح عملیات، محلالحاق یگانها، حد پیشروی مسیرهای عبور... روشن بود، در جنگ نرم اولویت با چیست؟ آیا مجاهدان فیسبیلالله باید از اندیشه شروع کنند؟ بایدمبانی معرفتی را تقویت نمایند؟ باید برمسائل رفتاری و هنجاری متمرکز شود؟ باید مسائل فرهنگی را در اولویت قرار دهند؟ باید به تقابل مستقیم بادشمن روی آورند؟ کدام عرصه در قرابت با جهاد شهادت طلبانه قبلی تقدم دارد؟ بنابراین قداست و شأن» جهاد فیسبیل الله که آرزوی هر مسلمان مؤمن است باید به جهاد نرم تعمیم داده شود. و مبارزان راه خدا در این جبهه گوی سبقت را از هم بربایند. شرط تحقق این مهم، اجتهاد علما در این عرصه است. الحمدلله فقه و اجتهاد شیعه این توان و صلاحیت را دارد. به همین خاطر است که حضرت امام در دوران مدرنیزم تشکیل حکومت اسلامی را با شرایط امروزی جوامع بشری پذیرفت و اسلام را پاسخگوی همه نیازها دانست. امید است اکنون نیز مجاهدان انقلاب اسلامی، گمنامانه در این عرصه وارد شوند و همانگونه که جسم خود را در اروندرود به خدا میسپردند، در امواج فتنه نیز روح خود را به خدا بسپارند و دانشگاه به دانشگاه (سنگر به سنگر) و شهر به شهر برای اثبات حقانیت انقلاب اسلامی تلاش نمایند و مبتنی برجایگاه نظام اسلامی در نزد امام راحل برای حفظ آن سر از پای نمیشناسند. شرط آن انطباق خصایص جهاد به مبارزه امروز است تا افسران این جنگ خود را به فرماندهان آن معرفی نمایند.
شیف پارادایمی جنگ سخت به جنگ نرم شکل مبارزه را عوض نموده است. «قتال» بهعنوان نماد جهاد نظامی و شهادتطلبانه کمرنگ شده است. لذا برای مجاهد فیسبیلالله، سیر کمال الیالله و جایگزینی قله مجاهدت (شهادت) باید متناسب با شرایط امروزی و نوع مبارزه انجام شود.
در جهاد نظامی و قتال فی سبیل الله هجرت مقدمه جهاد محسوب میشود و هجرت امری مقدس و بخشی از پیش نیاز جهاد، محسوب میشود. در نبرد نرم هجرت به معنی فیزیکی آن، چندان مرسوم و معمول نیست. در جنگ نظامی و جهاد مسلحانه فربکی جسم و روح موضوعیت داشت و در جنگ نرم فربکی روح، در جنگ و جهاد سخت هنر شمشیرزنی یا تیراندازی توأم با اخلاص و بندگی، برجستگی یک رزمنده و مجاهد فیسبیلالله بود.
اولویت مبارزه در جنگ نرم کدام است؟
اقدامات خصمانه آمریکا علیه اسلام و انقلاب اسلامی ایران و ملتهای مسلمان جهان جای هیچگونه سهلانگاری و غفلتی را برای مسوولان در اتخاذ راهبردهای اصولی و برنامهریزیهای منطقی بهمنظور مواجهه با حجم گسترده حملات تبلیغی و روانی دشمن قسم خورده نمیگذارد و نیازمند چارهاندیشی و اعمال رفتار و مدیریت هوشمندانه و هوشیارانه است.
از اینرو به تعبیر رهبر معظم انقلاب از آنجا که «جبهه دشمن براى کشور ما و انقلاب ما برنامهریزى بلندمدت دارد»، ما نیز برای عدم سردرگمی در برابر هجمه تهدیدات دشمن و عدم حرکت و همراهی در چیدمان پازل براندازی آمریکا که از آغاز انقلاب تاکنون استمرار داشته، باید به تدوین راهبرد و برنامه بلندمدت بپردازیم تا در برابر پروژههای طراحی شده توسط آمریکا و صهیونیزم بینالملل از جمله تحریمهای اقتصادی، تهدید به حمله نظامی، بحرانسازی در قبال برنامه صلحآمیز هستهای، گسترش پروژه ایران هراسی و جنگ نرم با موفقیت عبور کرده و در مسیر رشد و پیشرفت براساس الگوی اسلامی ـ ایرانی در تمدنسازی جهانی حرکت کنیم.
از اینرو از عوامل موثر در ترسیم راهبرد بلند مدت و طراحی مهندسی جنگ نرم، «شناخت دشمن و شناساندن آن به افراد جامعه» و «آگاه کردن افراد جامعه از اهداف، ابزار، روشها و عوامل دشمن» قابل ارزیابی است؛ موضوعی که رهبر فرزانه انقلاب با روشن بینی الهی خویش در بحث دشمنشناسی به مقتضای زمان و تهدیدات مبتلا، نقش موثر و محوری در شناسایی، افشاء و خنثی کردن توطئههای دشمن داشتهاند و همواره با تاکید و هشدارهای لازم با مقوله دشمنشناسی به عنوان یک راهبرد همیشگی تکلیف مسوولان را روشن کردهاند و در یک عبارت بسیار متقن و گویا مساله دشمنشناسی را به عنوان یک مفروض و راهبرد همیشگی و تهدید علیه نظام معرفی و میفرمایند: «ما باید فرض کنیم که همواره دشمن داریم و انقلاب اسلامی تهدید میشود، تهدید علیه نظام جمهوری اسلامی که انقلاب اسلامی را با خود دارد و از او جدا نشده است، همیشگی است». (مراسم بیعت با فرزندان سپاه 19/4/ 1386)
برهمین اساس در مهندسی رویارویی با جنگ نرم هر وقت افراد جامعه آشنایی کامل به اهداف، ابزار و روشهای تهدیدات دشمن داشته باشند، در برابر هرپدیده، عکسالعمل صحیح نشان داده و با حضور و بصیرت در شناخت عرصهها و درک لحظهها باعث پیشگیری از وقوع بحران شده و در صورت شکلگیری هرگونه فتنه باعث دفع غبارآلودی فضای فتنه خواهند شد لذا رهبر معظم انقلاب بارها در سخنان خود بر لزوم شناخت دشمن نسبت به اهداف، روشها، عوامل و راههای مقابله با آنها تاکید کردهاند و در فرازی از بیانات خود میفرمایند:«لازم است اهداف و مقاصد دشمن شناخته شود.» (خطبههای نماز جمعه تهران26/1/1376) چرا که به تعبیر معظم له «اینکه ما بتوانیم طرح کلی دشمن را درباره خودمان ببینیم، بخشی از توان دفاعی ماست.
به این مساله توجه داشته باشید که ندانستن این که دشمن چه درسر دارد و چه میخواهد بکند غفلتی است که ممکن است ما را از امکان برخورد و امکان دفاع محروم کند ما باید این را کاملا بدانیم». (دیدار با استادان و دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی22/2/ 1382)
لذا درک دشمنی غرب بویژه آمریکا در اقدامات ایرانستیزانه خود که در طول 3 دهه اخیر با ایجاد بحران و پیادهسازی فتنه دنبال گردیده؛ اولین گام در شناخت و ترسیم وضعیت کنونی و تدوین راهبرد و طراحی مهندسی جنگ نرم در برابر هجمههای روانی و تبلیغی دشمن است.
در حقیقت بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب «نمیشود قبول کرد که جبهه دشمنان اسلام و انقلاب که بشدت از ناحیه بیدارى اسلامى تهدید میشوند، برنامهریزى بلندمدت نداشته باشند؛ این را هیچکس نمیتواند باور کند، مگر خیلى سادهلوح باشیم، غافل باشیم که این را باور کنیم. حتما برنامههاى بلندمدت دارند».
در تایید این مطلب نیز میتوان به گفته «کنت تیرمن» مدیر اجرایی«بنیاد دموکراسی ایران» که سرویس دهنده فارسی زبان شبکه «صدای آمریکا» است، اشاره کرد که عنوان کرده: «میلیونها دلار طی دهه اخیر برای ایجاد انقلاب رنگی شبیه به اکراین، با آموزش فعالان سیاسی در ایران، هزینه شده است.» که این ادعا حاکی از برنامهریزیهای دشمن در پروژه سازی و تولید تهدید علیه انقلاب اسلامی است.
از اینرو آنچه در برهه کنونی حائزاهمیت است، آشنایی هرچه بیشتر با شیوه و شگردهای دشمن در رویارویی با انقلاب اسلامی است که تحت عنوان مهندسی جنگ نرم قابل بررسی است که به حفظ برتری و اقتدار در برابر پروژههای ایرانستیزانه و برنامهها و طراحیهای دشمن منجر خواهد شد.
در همین راستا یکی از صدها شیوه و شگرد اساسی غرب در قبال نظام اسلامی بهرهبرداری از راهبرد عملیات روانی است که با استفاده از رسانهها و اشکال مختلف بهدنبال تصاحب افکار عمومی داخلی و خارجی و تحقق بخشیدن طرحها و برنامههای دشمن انجام میگیرد،چرا که در عصر و نبرد نوین جهانی آنهایی برندهاند که از فرصتها و امکانات موجود به نحو مطلوب و کارشناسانه بهرهبرداری کنند.
از اینرو اگر ما بخواهیم در مهندسی جنگ نرم در مقابل هجمههای تبلیغی و روانی دشمن بایستیم، باید شناخت دشمن و شیوه و شگرد آن را سرلوحه اصول دفاعی و تبلیغاتی خود قرار دهیم و با شناخت ابزار و روش دشمن به مقابله با دشمن بپردازیم. برهمین اساس عملیات روانی شاخهای از جنگ روانی بوده که به منظور تاثیر یا حصول تغییر در برداشتها، عقاید و احساسات فرد یا گروه معین دوست یا دشمن بهکار میرود و بهعنوان رویکرد دشمن از ابتدای انقلاب اسلامی بهعنوان پشتوانه حمایتی در عرصه جنگ سخت و جنگ نرم کنونی بارها و به کرات مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. در این رویکرد آمریکا با داشتن 6 درصد جمعیت جهان 75 درصد تبلیغات بینالمللی را در دست دارد.
بنگاههای تبلیغاتی آن کشور سالانه بیش از 45 میلیارد دلار صرف تبلیغات و 60 میلیارد دلار صرف دستگاههای رسانهای میکنند. هر ساله بیش از 400 میلیون دلار برای استخدام 8 هزار کارمند تبلیغاتی در آن کشور هزینه میشود تا برای رسانههای این کشور پیامهای مناسب تهیه کنند.
آمریکا دارای بیش از 1200 ایستگاه تلویزیون، حدود 10 هزار ایستگاه رادیویی، نزدیک به 500 روزنامه و بیش از 11هزار نشریه داخلی است. بنابراین کشوری با این حجم گسترده از ابزارهای رسانهای فریب و شکلدهی افکار عمومی داخلی و دنیای خارجی کار چندان مشکلی نخواهد بود.
از اینرو بهکارگیری عملیات روانی در راهاندازی هجمههای روانی و تبلیغی علیه ایران از راهبردهایی است که آمریکا با همه ظرفیتهای موجود از آن استفاده میکند. آمریکا در این رویکرد، فعالیتهای تبلیغاتی و روانی خود را با تشکیل سازمانها و بنیادهای براندازانه در قالب نهادهای ایجاد دموکراسی و آزادی و رسانههای وابسته با اختصاص بودجههای چند صد میلیون دلاری در این راه و استفاده از شگردهای جنگ روانی علیه ایران، معطوف کرده و به سیاه نمایی و القای ناکارآمدی نظام اسلامی میپردازد.
از این رو شناخت این شیوه و شگرد دشمن از جمله اقداماتی است که میتواند در افزایش توان مقابله با روشهای عملیات روانی دشمن و خنثیسازی تهدیدات موثر باشد.
در واقع افزایش کمی و کیفی و مستمر عملیات روانی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در این برهه حساس پس از شکست فتنه 88 از دیگر نکاتی است که ضرورت این مساله را دوچندان میکند.
چرا که پس از ناکامی دشمنان داخلی و خارجی از آشوبهای خیابانی و ادامه کار ویژه اغتشاش در سطح خیابانها در سال گذشته ، فضای جولان و اردو کشی خود را تغییر داده و در راستای فعالیتهای ایران ستیزانه خود با استفاده از راهبرد عملیات روانی و هجمههای تبلیغی به ادامه دشمنی های خود در فضای رسانه و سایبر به منظور تشویش در افکار عمومی علیه انقلاب اسلامی میپردازند لذا درک صحیح از اصول این نبرد ناهمگون دشمن از اولویتهای دفاعی و ساز وکار اساسی در مهندسی جنگ نرم قلمداد میگردد و ضرورت نقد و بررسی و پرداختن به این مساله از هر زمان دیگری برای آحاد جامعه و افکار عمومی بویژه تصمیم سازان و تصمیمگیران کشور بیش از پیش مطرح میشود.
جنگ نرم چیست؟
بحث مقوله «جنگ روانى» یا به عقیده برخى «جنگ نرم» این روزها بیشتر از گذشته در محافل رسانه اى و سیاسى کشور مطرح است، اما به راستى حقیقت جنگ روانى چیست؟
در جنگ روانى هدف تصرف پانزده سانتى متر بین دو گوش انسان است.
بحث مقوله «جنگ روانى» یا به عقیده برخى «جنگ نرم» این روزها بیشتر از گذشته در محافل رسانه اى و سیاسى کشور مطرح است، اما به راستى حقیقت جنگ روانى چیست؟ چه کسانى و با چه اهدافى به دنبال تحقق آن هستند و به آتش آن دامن مى زنند و سرانجام این که تاریخچه این مسأله به چه زمانى بازمى گردد.
این ها سؤالاتى است که این نوشتار با توجه به برخى تحولات سیاسى روز کوشیده پاسخ آن ها را بیابد
جنگى به قدمت تاریخ بشر
به اعتقاد مورخان سیاسى، عملیات روانى سابقه اى به قدمت تاریخ انسانیت دارد. از این حیث کمتر برهه اى از تاریخ حیات سیاسى و نظامى بشر را مى توان یافت که فارغ از این عنصر باشد. محققان زیادى در پى یافتن قدیم ترین نمونه هاى استفاده از جنگ روانى بوده اند. در این باره «پل لاین بارگر» سابقه استفاده از جنگ روانى را به جنگ کیدئون با مادها نسبت مى دهد. در این جنگ کیدئون برخلاف رسوم نظامى زمان خود که هر دسته 3 نفره یک مشعل داشتند، به هر یک از سپاهیان مشعلى داد و این توهم را در ذهن دشمن ایجاد کرد که شمار افرادش، 3 برابر میزان واقعى است، در نتیجه توانست بدون هیچ درگیرى به پیروزى دست یابد.
از این زمان به بعد، کم کم این باور به وجود آمد که جنگ دست کم در دو زمینه رخ مى دهد؛ میدان نبرد و افکار عمومى. در تاریخ اسلام، روشن کردن آتش از سوى سپاهیان اسلام در شب فتح مکه و ایجاد ترس در دل مکیان از این راه، نقش مهمى در شکستن مقاومت آنها داشت و قرآن کریم را بر سر نیزه کردن حیله عمروعاص و شکست دادن سپاه در آستانه پیروزى امام على(ع) با این وسیله، نمونه هاى برجسته اى از جنگ هاى روانى است که به اقتضاى فرصت و نبوغ طراحان آن، به منصه ظهور رسیده اند.
از نمونه هاى جالب توجه و گسترده جنگ روانى در سده بیستم میلادى مى توان به جنگ جهانى دوم اشاره کرد. هنگامى که در سال 1939 محققان آلمانى به منظور توجیه شکست کشورشان در جنگ جهانى اول اعلام کردند که از جمله مهم ترین علل شکست، غفلت آلمان از سلاح تبلیغات و استفاده مؤثر رقیبان از آن سلاح بوده است، در واقع خبر از حضور گسترده ابزار تأثیرگذارى روانى در صحنه سیاست و نظامى گرى مى دادند. وقوع تحولاتى چون تشکیل وزارت تبلیغات در آلمان و سازمان هاى موسوم به جنگ روانى و تبلیغات جنگى در دیگر کشورها، گواه عملى این ادعا بود.
همچنین از منابع قدرت نرم ملت ایران می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- در اختیار داشتن افراد دانشمند، خلاق و باهوش؛
- داشتن تحصیل کردگان زیاد؛
- تراز بالای دانایی و نرخ سواد دانشگاهی؛
- اراده و عزم ملی برای پیشرفت و آبادانی کشور؛
- وجود اقشار مختلف با انگیزه و دارای شوق که از روحیه ملی و حماسی برخوردارند.
2- خلع سلاح روانی اپوزیسیون
اپوزیسیون همواره در پی آن است تا با شعارهای جذاب و وعده بهبود شرایط زندگی، توده مردم را جذب کند.
چنان چه نظام حاکم چنین شرایطی را بر شهروندانش فراهم سازد، زمینه جذب مردم توسط اپوزیسیون را از میان برداشته و جنگ روانی دشمن
خنثی می شود.
3- گسترش دامنه و شمول فعالیت های فرهنگی و افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان
نبرد فرهنگی را با نبرد فرهنگی می شود پاسخ داد.
از سوی دیگر، یکی از عرصه های جهاد که امروز همه نخبگان فکری، هنرمندان، روشنفکران و بسیجیان بایستی وارد آن شوند، عرصه جهاد و مقابله با افکار و فرهنگ غلط انحرافی است.
4- استفاده از دیپلماسی عمومی
یکی از منابع قدرت نرم و نیرومند هر کشوری استفاده از دیپلماسی عمومی در صحنه بین المللی است. به همین سبب، اگر دولتی مقتدر از مؤلفه ها و عناصر دیپلماسی عمومی به درستی و به موقع توسط دیپلمات های زبده، آگاه به تغییر و تحولات جهانی استفاده کند، قدرت نرم را تقویت کرده و از سوی دیگر بر توانایی خود جهت مقابله با جنگ نرم می افزاید. برعکس، اگر در چندین کشور جهان فاقد سفیر باشد، از این ابزار قدرت نرم غفلت
ورزیده است.
5- استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیت ها
اقلیت های جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت ورزی علیه نظام حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یکی از میدان های فعالیت خود را در کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند.
اما زمانی که نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص بودجه های لازم در قالب طرح های توسعه همه جانبه خصوصا طرح های اشتغال زا و به کارگیری مدیریت های توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، می توانند آن احساس را کم کنند یا از میان بردارند.
6- عملیات روانی متقابل
در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روش های نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روش های تغییر نگرش ها، باورها و ارزش های جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم می تواند یکی از روش های مقابله باشد.
عناوین یادداشتهای وبلاگ